رمضان آمد و روان بگذشت / بود ماهی به یک زمان بگذشت

شب قدری به عارفان بنمود / این معانی از آن بیان بگذشت  . . .

.

مارا به دعا کاش نسازند فراموش

رندان سحرخیز که صاحب نفسانند . . .


.

روزه یعنی نفس خود پاک کن / قلب ابلیس درونت چاک کن

راه پرواز است سوی آسمان / ماه گردیدن بسان عاشقان

.

ماه  رمضان شدمى و میخانه بر افتاد / عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد

افطار به مى کرد برم پیر خرابات / گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد

با باده، وضو گیر که در مذهب رندان / در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد


.

هرچه داریم از خداست و هرچه توان داریم برای خدا باید خرج کنیم.

با ادب خاص خود وارد این مهمانی بی مانند بشویم . . .

.
حکمت روزه داشتـن بگـذار / باز هم گفته و شنیده شود

صبرت آمــوزد و تسلط نفـس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .

.

رمضان آمد و آهسته صدا کرد مرا / مستعد سفـــر شهر خدا کرد مرا

از گلستان کرم طرفه نسیـمی بوزید / که سراپای پر از عطر و صفا کرد مرا



(ماه مبارک رمضان، ماه دوری از گناهان، ماه بندگی مبارکتان باد.)