شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست

شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی

و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . .

طاعت قبول و التماس دعا

.

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را / به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را

به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم / که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را

همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند / ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . .

.

یک عمر تماشای دری خون آلود / یاد آوری حادثه ای سرخ و کبود

کم کم به علی بال پریدن میداد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود . . .

التماس دعا

.

قدر، باران رحمتی است که در جویبارِ هر فرد و هر جمع ، به اندازه او جاری می‏شود

خدایا ، در شب قدر هر چه خیر  نصیب اولیائت می کنی نصیب ما نیز بگردان

آمین . .